خوب است

نوشتن صفحات صبح‌گاهی خوب است. نوشتن کار و برنامه‌ها خوب است. نوشتن حساب و کتاب‌ها خوب است. نوشتن مینوها -ایده‌ها- خوب است. نوشتن کلمه‌ها خوب است.نوشتن طیفی کلمات خوب است.نوشتن مایندمپ -نقشه‌ی ذهنی- خوب است. نوشتن جملات دبستانی خوب است. نوشتن و پروردن اندیشه‌ها خوب است.نوشتن و پروردن استعاره‌ها خوب است.

هوا به سر

مسکو

مسکو بود. شهر بالا و پایین نداشت انگار. کوه نداشت. نمی‌فهمیدم شمال و جنوبش کجاست. چند سالی قبل از برج‌نشینی، بی که رؤیا بافته باشم دیدم شهری را از این‌جای آسمان.

یکشنبه ۱۸ مرداد

اول روز خابالو، دوم روز خشمناک که چه خبره از اول اینقدر فاشیست بودن یا بعد اینجوری شدن از کی چطوری می‌تونن هم جنایت کنن هم طلبکار باشن بقیه رو سرزنش کنن خب تو که از تروریست جانی آدم کش حمایت می‌کنی خودشی فقط عرضه‌ی اجرا نداری همین که قاتلا رو در قصاص فقط اعدام […]

مسئولیت انتخاب

سوگواری. تجربه‌ی سوگ. یکی عاشق شده ولی نمی‌شود. متأهل است خودش… به جای خیانت و آسیب به خودش و همه، سوگ را تجربه می‌کند. ارزش‌هاش را زندگی می‌کند. افسار زندگی‌ش دست احساسات و هورمون‌هاش نیست. دیگران با هر محرکی نمی‌توانند رفتار و جهت زندگی‌ش را کنترل کنند. بلوغ و تسلط بر نفس همین‌هاست که بخاهی، […]

تنگ‌دل

یک وقتی گرفته بودمش که سر به جنون داشتم از دلتنگی. دوام آوردم اما. آدمی‌ست، دل دارد. دل هم بالاخره می‌رود، می‌گیرد، تنگ می‌شود. کاش نشکند. اگر هم شکست، خب شده دیگر. بند می‌زنیم و از نو. نوی نو که نه، گران‌تر.

چهارشنبه ۱۴ مرداد

دوشنبه و سه‌شنبه ننوشتم. اسم گذاشتن برای روزها را دوست دارم ولی تا روز سر نگرفته باشد که زود است برایش اسم بگذارم. مثلن دیروز لحظاتی دلم گرفته بود. همان‌وقت چیزی نوشتم. خوب می‌شد مثلن اسم‌های دلگیر می‌گذاشتم روی تمام روزم؟ دوشنبه بیشتر به خاب گذشت. بعد از کار آمدم خانه چون خابالو و گرسنه […]

یکشنبه ۱۱ مرداد سال ۵

امروز خانه ماندم به هوای تعمیر کمد و خانه‌داری و اعمال اعبادی. دیشب فرصت امروزم را پیش‌خور کردم. نمی‌دانم چند ساعت خابالو ماندم و روی موبایل انگشت کشیدم. صبحی از گرسنگی و سردرد بیدار شدم تا چیزی بخورم که بعد مُسکن بخورم و باز بخابم. آشپزخانه و بقیه‌ی خانه، باز شلوغ و شلخته شده. خانه‌داری […]

شنبه ۱۰ مرداد سال ۵

توجه کرده‌اید به شعار وبگاه شاهین کلانتری؟ «نوشتن برای تغییر، تغییر برای نوشتن» تغییر، تحول، دگرگونی، انقلاب و منقلب و چه واژه‌ها به این فهم و معنی. شمبه هم مثل بسیاری مناسبت‌ها، پرمان می‌کند از شوق تغییر و شروع نو شدن و آدم بهتری شدن. اگر هر روز کمی بهتر شویم، حتی یک درصد، سه […]

برای جمعه

باز سوا افتادم از نوشتن و روزنامه‌ی عزیزم. طبیعی‌ست که گزارش نیک هم نمی‌نویسم در سایت استاد. اصلن یادم نمی‌ماند از صُپ سحر چه‌ها کرده‌ام که وقت خفتن، کشان کشان به رخت‌خاب رسیده‌ام. صبحی دیدم کوثر خادم، خانم دکتر قشنگم نوشته «باتوجه به شیفت‌های سنگین کاری و مستقل زندگی کردن، پیدا کردن تایم درس و […]