کتابدستیهاش
پرستانهی دست یا دستهای پرستیدنی
فرار میکنی از دست زندگی
امروز جمعه ۱۴ فروردین سال ۵، نمیدانم روز چندم جنگ. چقدر چرکم میآید از این حال انکار وضع موجود. جوری رفتار کنیم که انگار نه در کشوری هستیم درگیر جنگ. اه اه. خب؟ مگر خودم با کتاب خاندن و فیلم تماشا و جزوه برداشتنهام، همین کار را نمیکنم؟ هر روز ساعاتی جدا میشوم از زمانه […]
ونگ ونگ آونگم
امروز ۱۳ فروردین سال ۵، سال جنگ بالاخره اجازه گرفتم از پایدارترین مدل عکاسیم که شود آیا از میان هزار عکس مأخوذه چندتایی را بریزم پای رخ در این پادمستی؟ فرمودند بلی. بله! بله و بلاست دیگر. نشستم پای انتخاب عکسها و ورق زدن دو سال و یک زمستان خاطره. سردرگمم با احساسات و قضاوتهام. […]
میرقص؟
گهی کودک شو و طفلانه میرقص / عرفی شیرازی
برقصان قلمت را
امروز چهارشنبه ۱۲ فروردین سال ۵. همچنان دارم سر و کله میزنم با محتویات پراکندهی دفتر طراحی. از جنس برگهای دفتر طراحی خوشم میآید. راه میدهد به همه جور قلم و ماژیکی. بیخط بودن صفحات هم جا بدهد به همه جور خط و شکل و حرکتی. صفحهی نخست، دربارهی نظام ارزشیم بود. صفحات بعدی هم […]
از فردا
سهشنبه ۱۱ فروردین سال ۵. بالاخره شانس آوردم و به کلاس تئوری تئاتر رسیدم. استاد جلال همیشه کلاسهاش را برگزار میکند. حتی روزی که پدر عزیزش از دنیا رفت. زمان ۴۰۱ خوب یادم مانده. اول جلسه را اینطور شروع کرد که «مرسی بچهها که بین ما و فراخان بچههای محلات ما رو انتخاب کردید و […]
امروز چه جور آدمی باشم؟
امروز دوشنبه ۱۰ فروردین سال ۵، زمان بازگشایی بازارهای مالی و تماشای قیمت نفت برای ما که ببینیم چقدر جهان تحت فشار قرار میگیرد که ترغیب را فشار دهد برای توقف تجاوز به ایرانمان. دارم کورسی گوش میدهم از گیت، برای ۱۰۰ روز سلف لاو. درس اول دارد میگوید سه جور یادگیرنده را بشناسیم: بعد […]
رابطه، کِشتی یا کُشتی
برای ۹ فروردین چیزی ثبت نکردم. چندتایی یادداشت پیشنویس داشتم اما تقلب نکردم. دست بردم تا برگهی تازگی را کامل کنم با دربارهی من و توضیح بخشهای مختلف سایت. نصف روز هم به این گذشت که فلانی در بهمان گروه بزرگ دورهمی درد دل میکند از ازدواج بدش و نصفی راه حل پیشنهاد میکنند و […]