امروز ۱۳ فروردین سال ۵، سال جنگ
بالاخره اجازه گرفتم از پایدارترین مدل عکاسیم که شود آیا از میان هزار عکس مأخوذه چندتایی را بریزم پای رخ در این پادمستی؟ فرمودند بلی. بله! بله و بلاست دیگر. نشستم پای انتخاب عکسها و ورق زدن دو سال و یک زمستان خاطره. سردرگمم با احساسات و قضاوتهام. منتظرم قلبم راه شهودی بنمایاند و در بیایم از این معلق بودن آونگی.
خلاصه از نوشتن افتادم محض دیدن.