گِرد کتابگردی یا گُرد کتابگرد؟
تجربه کن بازیگر جان
امروز چهارشنبه ۱۸ فروردین سال ۵. که دیشب یکی پیغام داد به طلب حلالیت چون منتظر بود تمدنی یکشبه از بین بره. صُپی فهمیدیم اِ مثل اینکه شیرینی خورونه و قرار آتشبس برای مذاکرات صلحه. تازگی معنی «مذاکره تحت آتش» رو یاد گرفته بودم و از این تحلیلها که حالا در دست بالای جنگ، ورود […]
کتاب به دل ماندن بیپایانمان
دل تنگ
امروزم سهشنبه است ۱۸ فروردین سال ۵. دیروز فیلم نیمه شب در پاریس را دیدم. فیلم بودنش را دوست داشتم یعنی اگر رمان میبود چنین تحت تأثیر نمیبودم. شخصیت فیلم، گیل، یک آمریکایی عاشق پاریس است و جادو شده با زیباییهاش. صحنههای آغازین فیلم، بی هیچ نما و نمایشی از شخصیت، دارد یک صبح تا […]
تاریخ باشم یا رمان؟
حالا که دوشنبه ۱۷ فروردین سال۵، دیروز داغ بود ماجرای آنالیز و تحلیل سیاسی و نظامی عملیات موفق ترامپ طرف اصفهان با نابودی ۱۲ هواگرد و این حرفها که میزنند. (زمان دیگری اگر میخانید، حالا تاریخش را که میدانید. لابد آرشیوی برای مرور این روزهای عجیب باقی بماند.) از چند تحلیلگر جوان شنیدم که بله، […]
ساعت جا میماند ازش
کلنگِ الاکلنگ
امروز ۱۶ فروردین سال ۵، بهار جنگ، گمانم ۳۷ روز. هنوز فهرستی دارم از کارهایی که باید (!) کامل شوند. این باید از کجا؟ برنامهبافی خودم. نمیشود هر روز به همهشان برسم. الاکلنگ میشود روزم هر بار یک طرف را سنگین بگیرم، بقیهشان پَر. این دو روز هم ذوق زدهی یک کورس محشر بودم برای […]
بچگی
چرا بچهها بدون کورسهای مذاکره و آموزشهای فن بیان و تکنیکهای زبان بدن و مهارتهای ذهنخانی و همهی این قر و قنبیلها، در کمترین زمان به خاستههاشون میرسن؟ یا دست کم ما متقاعد میشیم بهشون توجه کنیم. حتی وقتی میدونیم با هیچ بچهای توی خیابون کار نداریم و اون بچه هم فقط داره گدایی میکنه […]
نویسندهها که نمیمیرند اگر خودشان را نکشند