برای ۹ فروردین چیزی ثبت نکردم. چندتایی یادداشت پیشنویس داشتم اما تقلب نکردم. دست بردم تا برگهی تازگی را کامل کنم با دربارهی من و توضیح بخشهای مختلف سایت. نصف روز هم به این گذشت که فلانی در بهمان گروه بزرگ دورهمی درد دل میکند از ازدواج بدش و نصفی راه حل پیشنهاد میکنند و نصف دیگر رد میکنند راهحلهای دیگران را. یه عده میگویند برو پیش مشاور، انگار فرشتهی مهربان قصهی سیندرلا باشند و یک شبه جهنم زندگی آدم را بهشت کنند. عدهی دیگر هم شاکی که اصلن چرا این حرفها؟ ما خبرها و مطالب مهم توی گروه را نمیبینیم! جنگ و جدالهای رفت و برگشتی. اویی که از زندگیش شکایت داشت، بیخیال عالم حرفهای خودش را بزند. بقیه هم هرکدام تکرار حرف خودشان. لج و لجبازی تا دلت بخاهد. تقوا؟ در سخنی نگفتن بود آنجا.
باید با فهرست ارزشهام کشتی بگیرم. جابهجایی مهمی دارند به نظرم. هم به سالواژهام نزدیکتر شوم، هم با اولویت جدیدم مأنوستر. یکی از نسخههای قبلی را در پاتیل منتشر کرده بودم. اینجا هم بگذارم. اگر به نتیجهی جدیدی رسیدم باز منتشر کنم. با استدلالها و مشروح مذاکرات!
- مرور ارزشهام
- مشق کن آموختهها را عملگرا
- زن بودن کافیه (این را وقتی نوشته بودم که مشتاق بودم بتوانم هم نقشهای زنانه را بازی کنم و هم نقشهای مردانه را. که کامل باشم! و بعد احساس کردم شاید همین اشتیاق دارد مانع میشود که زن بودن را خوب و کامل زندگی کنم؟ اما کسی مثل مریلین مونرو با فقط زنانه بودنش آن همه در خاطرهها مانده. و هیچ بازیگر زنی را به خاطر ندارم که ویژگی چشمگیرش اینی بوده باشد که من میخاهم. خلاصه اینکه زن بودن کافیست!)
- زیبایی- سادگی- حضور در لحظه
- احترام (زمانی نخستین ارزش بود… اما نتوانستم ازش دفاع کنم. رنجش را کشیدم و هنوز هم زخمی هستم.)
- آزادی (استقلال) (این دو تا را مستلزم هم میبینم. یعنی آزادی را میخاهم اما راه رسیدن به آن را فقط استقلال میبینم. شبیه نگاه انقلاب اسلامی)
- قدرت و توانایی (این هم لازمهی رسیدن به استقلال و آزادیست. متأثر از نگاه رئالیستها در علوم سیاسی)
- (ثروت شهرت اثرگذاری)
- حرفه ای بودن (مهارت، یادگیری، نظم، مسئولیت پذیری، صداقت، “تمرکز و کار عمیق”، قاطعیت و خلاقیت، غنا و استغنا، قدردانی، overdeliver)
- عشق (پذیرش، انعطاف پذیری، صمیمیت، شفافیت، بخشش، دوستی، مهربانی، حمایتگری، تشویق)
- تعادل (بده بستان متعادل رابطه رو نگهمیداره)- خراب رفیق بودن نداریم (دوبار زهر و زخم سنگین خوردی، حد نگهدار، بفهمم) همه چی به تعادله
- خانواده (یه جوری که بگن با این آموزشها آدم بهتری شدی؛ براشون بیشتر عشق خالص بذار چون داری به خاطر هدفت از زمانشون کم میذاری، ذی نفعانت رو سیراب کن)
- احساسات گذرا هستند، انتخاب میکنم ارزشهامو زندگی کنم.