شنبندگی

شنبه اصلن می‌آید فقط برای خوشی دل من. صبحی از رخت‌خاب جست زدم بیرون و فرفره شدم تا خودم را برسانم به مکتب و جای پارک هم گیرم بیاید. آمدم و شروع کردم به انجام سفارش‌های آخر وقتی مهسا منصوری در باب حفظ آثار اختتامیه. رفتم دنبال هارد و تا در اتاقش را باز کردم […]

هنرمندی که تب کرد

امروز یکشنبه ۳۱ خرداد، آخرین روز بهار. فستیوال هم با سه اجرای امروز جمع و تمام می‌شود. از فردا دوشنبه برمی‌گردیم به روال عادی! روال عادی؟ نمایشنامه‌ای از ژان کلود کریر، همانی که همسرش نهال تجدد،‌ یک نویسنده‌ی ایرانی که رفته بوده فرانسه تا زبان و ادبیات چینی بخاند. یا چیزهایی شبیه این. عجیب آدم‌هایی […]

شَن‌بَح

من که عاشق شروع از شنبه. هشتگ از شنبه. دیشب نحوی حس ورشکستگی داشتم، از برنامه‌ها و نقشه‌های راه رشدم. حالا که از شنبه، فرصتی‌ست برای جمع کردن دست و پاهایم و شروع نو. فستیوال تئاتر مکتب دارد تمام می‌شود. حالا بازیگری حساب می‌شوم که تجربه‌ی صحنه دارد. دو ماه پیش، برای نداشتن همین تجربه، […]

بازگشت شکوهمند بدمست

بعد از این همه روز خماری، برگشتم به پادمستی. میلاد مبارک استاد کلانتری‌ست امروز ۲۳ خرداد. نزدیک دو هفته‌ای از عالم دور و غافل بودم. سرگرم فستیوال مکتب تهران. حالا هم به روتین برنگشته‌ام. در حال گذار هستم. از روتین سابق به احوال نو، نظم نو، هویت و مسئولیت نو. از تجربه‌ای گذشته‌ام که انگار […]

آسمان‌نوردی

امروز، از شنبه است. دو سه روزی سوا افتادم از نوشتن و بهانه هم هزار هزار. این روزها داغ‌تر شده تب فستیوال مکتب تهران. من در گروهی با دو تا همکلاسی مشغولم به تمرین. بنا شده نیمه‌ی دوم خرداد دو نوبت اجرا را تجربه کنیم. سر و کله زدن با متن را دوست دارم. روزی […]

نوبازیگر و خام بازیگر

بازیگرها شبیه دختر دم بخت مدام منتظرند تا توسط کارگردانی پسندیده شوند. با همان کارها برای جلب توجه. هی از خودشان حرف می‌زنند، خودشان را توضیح می‌دهند که نشان بدهند به اندازه‌ی کافی خوب هستند راست و دروغ. از هر ویژگی که تعریف کنی می‌گویند بله من همچین آدمی هستم آن هم میلیون مرتبه اغراق […]

ادبِ ادبیات

روزی حداقل یک نوبت بوف کور، به شنیدن و خاندن و رونویسی. حفظ می‌کنیم جاهایی را برای تجربه‌ی اجرا. روزهای اول به نظرم عجیب می‌آمد تکاپو کنم برای اجرای متن غیرنمایشی. مثل موریانه افتاده بودیم به جان قصه‌ها و یادداشت‌ها و هرچه که از قلم صادق هدایت. جلال تهرانی می‌گوید نابغه است هدایت. به نظرش […]

هنرمند، تبعه‌ی عالم است

شنیده‌اید «جعفرخان از فرنگ برگشته»؟ نمایشنامه‌ای‌ست از حسن مقدم. می‌گویند نابغه بوده. عمر بلندی نداشته اما چیزی نوشته که از شاهکارهای نمایشنامه‌ فارسی هیچی کم ندارد. جلال تهرانی می‌گوید. خاندنش را پیشنهاد می‌کنم. شما بگو انگار همین سال‌های ۱۴۰۰ نوشته باشد نه آن که طرف ۱۳۰۴ از دنیا رفته باشد. جعفرخانی که از فرنگ برگشته، […]