مسئلهی وقت
وقت، نفت است یا طلا؟ میگویم اصل در رابطه «توجه» است. قدیمتر میگفتم زبان عشق من «وقت گذاشتن» است. وقت سرمایهایست که چه خرج کنی یا نکنی میرود. قابل پسانداز نیست. اگر پای کسی یا چیزی گذاشتی، دیگر نمیشود پس گرفت. پس وقت گذاشتن و خرج کردن از چنین سرمایهای، یعنی طرف دارد روی این […]
رفتن و نرسیدن
عجیب است تجربهی آن که جایی باشی، که بدنت نیست. گاهی برای قصهپردازی چنین میکنیم، گاهی وقت خودخوری. پیادهروی اگر به کدام حال برساندمان خوش است؟ امروز شنبه است، ۲۹ فروردین سال ۵. اما انگار جمعه بودم. برای غرولند همیشه یک گوشه از احوالم را میتوانم بگذارم وسط. برای شکرگزاری و رضایتمندی، هزار گوشه. سه […]
تب تکرار
تعادل نوشتن و نانوشتنم مراعات نیست. بهترین فرم آن است که اول در فایل شخصیم بنویسم بعد برشی، یادداشتی بچینم و بیاورم روی پادمستی. کُند است اما. چند مرحلهای شدن کار میشود بهانهای برای دور شدن و دور زدن و ننوشتن و نوشته نیاوردن. تکضرب همینجا نوشتن چنان زیبا و هنری و ارزنده نمیشود. با […]
چه تئاتری

از این فضا عکس بزرگتر هم دارم. همین ریخت آمفیتئاتری. این زنها را در عکس میخاستم که لابد کارمند هتل مجاور هستند و آمدهاند برای نهار و استراحت. همان سانسیتی که شهر تفریحی و توریستیست در آفریقای جنوبی. آدم داشتن در عکسها اتفاق خوشتریست. یک فضای آمفیتئاتری قدر نادیده هم میشناسم از خاطرات اول جوانیم. […]
رب گریه یا رب خنده
امروز چهارشنبه ۲۶ فروردین. نوسانی احساس میکنم در امید و ناامیدی، فعلن حواله میدهم به خطوط اخبار و تحلیلهایی که از پیش چشمم گذشتهاند. و هورمونها. آری! همین خودآگاهیها، میشوند خوشبختیهای سنِ بالا. وقتی آدمی بالا و پایین احوالاتش را بشناسد، مخمصههای خودش را بشناسد و راه برونرفت (!) از بحرانهای تکرار شوندهاش را بداند، […]
متد که بود و چه کرد
بالاخره سهشنبه شد و کلاس نظری تئاتر با استاد جلال تهرانی. ۲۵ فروردین سال ۵. امشب جمعبندی داشتیم روی متدها. متدها یعنی درسهای بازیگری استادان آمریکایی از استدیو «متد اکتینگ» که اول دستهجمعی شروع میکنند وقتی تحت تأثیر سیستم استانیسلاوسکی قرار میگیرند. پیچیده شد؟ از اول تعریف میکنم. قدیم ندیمها، دورهی کلاسیکها، تئاتر قالب مشخصی […]
بگذر از پلهای ماجراجویی

در آفریقای جنوبی، شهریست که شهر نیست. یعنی یک شهر واقعی نیست. ساکنان بومی ندارد. جای بزرگی ساختهاند برای تفریح گردشگران. پر شده با هتلها، زمینهای گلف، پارک آبی و شهربازی و سرگرمیهایی چنین، در دل جنگل. آب و هواش رؤیایی، معتدل، بارانی. شنبه یکشنبهای در لابی هتل، هزارتا کیف و کولهی گلف دیدم و […]
بشکن قفس
امروز دوشنبه ۲۴ فروردین سال ۵. دیگر به کل منفک شدهام از اخبار و احوال عالم. صبحی هزار بار مرور کردم که امروز دوشنبه است. سهشنبهها کلاس تئوری تئاتر داریم و این هفته ترم تمام میشود. باید دست بجنبانم برای تأمین هزینهی ثبتنام دورهی جدید. یک کلاس بدن هم میشناختم که قسمتم نمیشد شرکت کنم. […]
آواز خاندن با گروه را دوست داری؟

اینجا لسدی پارک است در آفریقای جنوبی. بعد از نمایشی پر از حرکت و قصه و آواز برای معرفی فرهنگ و قبایل آفریقای جنوبی.این روزها البته عکاس پختهتری هستم. این یکی یادگار همان وقتهاست که میشد سالی چند بار بروم فرنگ.