یکشنبه ۱۸ مرداد

اول روز خابالو، دوم روز خشمناک که چه خبره از اول اینقدر فاشیست بودن یا بعد اینجوری شدن از کی چطوری می‌تونن هم جنایت کنن هم طلبکار باشن بقیه رو سرزنش کنن خب تو که از تروریست جانی آدم کش حمایت می‌کنی خودشی فقط عرضه‌ی اجرا نداری همین که قاتلا رو در قصاص فقط اعدام می‌کنن نهایت لطف و رحمته وگرنه جنایت اونا فقط کشتن نبوده حس امنیت جامعه رو خراب کنن طلبش رو از حاکمیت دارم برای محافظت از شهروندان وقتی ناامنی باشه تو جامعه دیگه از هم می‌پاشه…

مکتب آمدن و بعد حرفش که تو چرا فلان. که من هم زیر بار نرفتم. خوشم نمی‌آید فقط چون احساسات دارد آوار کند سر من. نمی‌پذیرم. همان‌طور که نفر قبلی رها کردم بین خودشان حل کنند، این یکی را هم همین‌طور. کلن چنان موضوعاتی را که به من اعتراض می‌کند، به خودش می‌سپارم و بر نمی‌دارم. والا! چه کاری‌ست…

مهدی قرار شد بیاید دیدنم. خوش‌حال می‌شوم حتمن. تا آمدنش مشقی را بازی کنم و سرخوش شوم. امروز تنم آرام ندارد. بهتر خاهم شد دیگر لابد. مسکن خورده‌ام.

کاش بشود تا شب باز هم بیایم و بنویسم این‌جا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *