رسانهی شخصی. رسانهای بساز که آدمی دلش بخاهد ساعتی چرخ بزند آنجا. اگر اینجور وقتشان را، نگاه و توجهشان را که بخری، اگر به حس رضایتی -از لذتجویی تا اندیشهورزی- برسند برندهای.
بعد همه چیز گام به گام روشنت میشود. یا فرصتها تو را مییابند، یا تو حالا خانهای داری برای دعوتشان.
دفتر مینوهای پاتیل را وارسی میکردم برای زنده کردن کانال و وبسایت و بقیه. وبگاه میگویند به وبسایت. برای کانال هم واژهی دیگری هست؟ اگر بلدید به من هم یاد بدهید.
این «مینو» که مینویسم برابرنهاد پیشنهادیست برای «ایده» که به زبانم چسب دارد.
یکی دیگر هم یاد گرفتم: اسطوره از ریشهی هیستوریا باشد -شاید- به معنی جستوجو و به معنی داستان.
که اسطوره یا استوره از چشمهی اندیشهی بشر آب میخورد. انگار صورتی که آدمها کار جهان را برای خودشان تعریف و تفسیر میکردهاند.
افسانه در یک مفهومپردازی، ناشی از یک باور کذب است. برای سرگرمی و گذران وقت آفریده میشوند.
کاش بشود تا شب باز هم بیایم و بنویسم اینجا.