
رودخانهی نِوا و ته هر کوچه دست کم یک کلیسا. همهجا کانال و آبراهه و پل.
با این ساختمانها که ظاهرشان انگار قرن ۱۸. خیال میکنم توی خانهها چه شکلیست؟ باز سرک کشیدن به استوریهای اینستاگرام در این لوکیشن و دیدن ویدئو و ولاگ آدمها از این شهر. لابد توی هر خانه تلویزیون نازک و لپتاپ هم هست. آپارتمان هستند اما با همین ریخت عمارتگونهی خارجکی.
آدم وقت سفر خیالاتی میشود. که مثلن سه چهار سالی، پنج سالی زندگی کنم پشت این پنجرهها. زندگی کردن و جای دیگری بودن را تجربه کردن. بهترین بهانه هم درس و دانشگاه.