امروز یکشنبه ۲۱ تیر سال ۵. خیلی وقت است که فرصت یکشنبهی کلیسایی ندارم، امروز هم. صُپ با رنج و اضطراب بلند شدم که فرصت داشتهباشم حتمن دوش بگیرم و موهایم را بشویم. از چرب شدنشان کلافه میشوم. دیروز برای اولین بار -بعد از سالها لابد- موهام را دمباسبی بستم و خوشی کردم. همین که پشت فرمان نشستم تازه فهمیدم چرا سالها موها را کنار گوش میبافتم. نمیشود سرم را به صندلی تکیه بدهم. گردنم کج و کوله میشود. امروز شبیه دخترکوچولوهای توی پارک دوگوشی بستم و روسری پهن و بزرگی انداختم روی سرم که خیالم از حجاب بهم نریزد و گرما را هم دور بزنم.
ساعتهای کار من در مکتب، کافه هنوز تعطیل است. به یخچال که دسترسی دارم. گاهی آب هم میفروشم به مراجعان پلاتوها. هنوز نرفتهام سروقت ماکروفر. خوراکیهام را همان کنج یخچال میگنجانم. مرور میکنم چه بهایی دارم میپردازم برای دلخاستههام و چقدر حامی دارم. از آنوقتهاست که به خودم بگویم زندگیت را جدی بگیر.
این خانندهه دارد میگوید «وای که پشیمون شدهههههه، زار و پریشون شدهههههه» نمیدانم همان یار است که بعد یه عمر صبوری کنارش میاد؟ از جملهی آخرش خوشم میآید «غوغا نکن ای دل، بلوا نکن ای دل»
همیشه میگویم من که اهل موسیقی نیستم. حالا همت کردهام یک پلیلیست درست کردهام از این شعر و آوازهای فارسی. این چندتایی که دوست دارم و شنیدهام و بدم نمیآید که دم دست باشند. مثل همانی که هایده خانده، تا قبل از خاندنش، موسیقی آشنایی برایم دارد. چندتایی هم مورد علاقههای استاد هستند. مثلن گنجشکک اشیمشی غمبار و دِقآور پری زنگنه یا تهران تهران رضا یزدانی.
خب! برای پیدا کردن لینک یک دونه آهنگ مورد علاقهم قل میخورم توی اقیانوس شرتویدئوهای یوتوب. طرف میگوید بیشعورها با توضیح تو باشعور نمیشوند. باید تأیید کنم. راست میگوید. دیروز هم با خودم بستم دیگر فلان خدمت مفت را به بهمانی ارائه نمیکنم که بعدش آنجور طومار دریوری دریافت نکنم. خب این هم از درس مهم امروز. آهنگه را پیدا میکنم. باید با هدفون بشنوی. هر دو گوش. Nevada از Kerala Dust . تصویر این لینک هم عالیست برایش. با همان دنیای ابهام و خیالورزی که از سورئالیستها انتظار میرود. پیشنهاد جدی میکنم دست کم بار اول را چشمبسته گوش دهید.
.
شاید تا شب فرصت شد باز هم بنویسم.