ادبِ ادبیات

روزی حداقل یک نوبت بوف کور، به شنیدن و خاندن و رونویسی. حفظ می‌کنیم جاهایی را برای تجربه‌ی اجرا. روزهای اول به نظرم عجیب می‌آمد تکاپو کنم برای اجرای متن غیرنمایشی. مثل موریانه افتاده بودیم به جان قصه‌ها و یادداشت‌ها و هرچه که از قلم صادق هدایت. جلال تهرانی می‌گوید نابغه است هدایت. به نظرش […]

بازخانی مَموش

دیروز نوشتنم لنگ ماند. مست و ملنگ‌تر از همیشه بودم دیروز. به هوای چک ناغافلی که خورده بودم از اویی که هی ‌می‌گفت دورم می‌گردد. پیش می‌آید دیگر. می‌گذرند این روزهای پر تنش و پر فشار هم. بعد آدم می‌ماند با کارنامه‌ی اعمال خودش. که آیا درست بود این رفتارم؟ این انتخابم؟ آدمی محصول انتخاب‌هاش […]

رب گریه یا رب خنده

امروز چهارشنبه ۲۶ فروردین. نوسانی احساس می‌کنم در امید و ناامیدی، فعلن حواله می‌دهم به خطوط اخبار و تحلیل‌هایی که از پیش چشمم گذشته‌اند. و هورمون‌ها. آری! همین خودآگاهی‌ها، می‌شوند خوش‌بختی‌های سنِ بالا. وقتی آدمی بالا و پایین احوالاتش را بشناسد، مخمصه‌های خودش را بشناسد و راه برون‌رفت (!) از بحران‌های تکرار شونده‌اش را بداند، […]

روزداستان

۵ فروردین سال ۵ دل درد دارم. نمی‌دانم از چی. به خودم می‌پیچم و آموزش می‌بینم و به خودم می‌پیچم. این کورس نوشتن از روش روزنامه (روزانه) نویسی دیوید سداریس می‌گوید که ایده می‌شود برای نوشتن داستان‌های کمدی‌ش. می‌گوید هر روز، یک داستان از تجربه‌ی روزت بنویس. در حالی که خودت نیستی. از زبان یک […]