پلاتو فروشی الویی

شاید بعد از این خاطرات یک پلاتوفروش را بنویسم! حتمن که شغل رؤیایی کسی نباشد. ولی خوش می‌گذرد. گاهی بازیگری می‌آید که می‌شناسی‌ش، حتا دوستش داری اما نامش را… توی آن سریاله بود که… بگو دیگر!

امروز مهتاب ثروتی نیامد. دیروز از گروهشان پیغام دادند که این دو سه روز تمرینات لغو شده. شاید روزهای بعدی. مهتاب ثروتی را دو سال پیش در تئاتری دیده‌بودم «بعد از افتادن». همپای تئاتر هم بود. بعدش هم رفتیم فلافل خوردیم پیش عرب‌ها.
دیشبش هم تئاتر دیگری دیده‌بودیم، «بالاخره این زندگی مال کیه؟» همان‌جا هم بود که سیب‌زمینی با سس تند حسابی خورده‌بود.
فرداش دیگر گلو نداشت و گمان بردیم بیمار شده. که تا یکی دو هفته‌ی بعدی گلوش تمام می‌شد بعد از ساعتی درس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *