بیخیال دختر! نمیشود که همهی عالم را کنترل کرد. همان انرژی را بگذار کار خودت را بکن.
دست بکش از ناجی بازی، اگر قربانی هم نشوی، ظالمی. خودت را زندگی کن. لازم نیست قهرمان زندگی همه باشی یا دیگران را به آرزوهایشان برسانی. یادت نیست، اما هر بار توقع داری. توقع قدرشناسی، که من اگر از سرمایهی زمان و انرژیم گذاشتم تا او حرکت کند، رشد کند، پیش برود، منتظرم تا او هم دستم را بگیرد و بالا بکشد مرا. یا سهمی از مدالهایش به من بدهد. وقتی چنین نکنند -که نمیکنند- ورشکستهای. عمر رفته را که نمیشود پس بگیری. که بگویی من فلان فرصتم را از دست دادم به نفع او… خبری نیست. زمان و انرژی و توجهت را بگذار برای خودت. ببینیم بلدی خودت قدر خودت را بدانی؟