سالواژهام: مشقبازی
- نونویسی جزوههای کلاس بازیگری را تمام کردم. هر صفحه میگفتم اِ! استاد این را قبلن گفته بودند؟ اگر یک ماه پیش یادم بود حتمن کیفیت بهتری میداشتم، بازیگر بهتری میشدم.
- هوس برداشتم برای این رونویسی و نو نویسیها. مثلن حالا چقدر چیز از خاطر بردهام برای عملگرایی و بهرهوری.
- با دو تا بازیگر خوب گپ زدم. مصاحبه حساب نمیشود چون ضبط و ثبت نکردم. از راه رفتهشان پرسیدم. شنیدن قصههای راه دیگران امکان رشد را در چشمم میگسترد.
- برای بار اونصدم گریه کردم که باشد بی استعداد هستم که هستم، نیاز دارم این کار را تجربه کنم. عاقل و بالغ درونم میگوید رشد حلزونوار است. فقط تمرین.
- سه تا نمایشنامه کوتاه برداشتم برای تمرین جدید. همبازی اگر پا بدهد دیگر محشر.
- سهم خانهداریم رسیده به روزی ۲۰ دقیقه. چه میکردم؟ اسموتی شیر موز توتفرنگی کلاژن درست کردم.
- پاتیل نوشتن از دستم در رفت.