مسئله‌ی وقت

وقت، نفت است یا طلا؟

می‌گویم اصل در رابطه «توجه» است. قدیم‌تر می‌گفتم زبان عشق من «وقت گذاشتن» است. وقت سرمایه‌ای‌ست که چه خرج کنی یا نکنی می‌رود. قابل پس‌انداز نیست. اگر پای کسی یا چیزی گذاشتی، دیگر نمی‌شود پس گرفت. پس وقت گذاشتن و خرج کردن از چنین سرمایه‌ای، یعنی طرف دارد روی این ارتباط سرمایه‌گذاری می‌کند.

اما خیال کن طرف گلِ وقت و انرژی‌ش را گذاشته به لاس زدن و ولچرخی با نصف دنیا، بعد ته‌مانده‌ی نیمه‌شب بیاید پیش شما که بگوید حالا یه فیلم بذار ببینیم. او که با تو وقت نگذارنده، تو هستی که داری برای او وقت می‌گذاری.
با یارو می‌روی کافه، سرش توی گوشی پای توئیتِ این و چت با آن یکی. با تو وقت گذرانده؟ وقتش را برای تو گذاشته؟

اصل، نه وقت، که همان توجه است.
حالا دوباره فکر کن. چرا توجه‌مان را بگذاریم برای کسی که بازگشتی برای این سرمایه‌ی جایگزین‌ناپذیر بهمان نمی‌دهد؟

این روزها را دارم نشان‌دار می‌کنم که رابطه‌هام اَلَک می‌شوند. هنوز تحت تأثیرم، از گروه دوستانه‌ی دخترانه‌ای که گند زدند به اعتمادم و داغ گذاشتند روی قلبم در مقابل محبت بی‌حسابم در حق‌شان. از اویی که سرمایه‌ی زمان و انرژی‌م را ریختم به پایش و عاقبت باید احترامم را از زیر پایش جمع می‌کردم. آخ از «احترام» که یک طلاواژه‌ی دیگر زندگی‌م.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *