تاریخ باشم یا رمان؟

حالا که دوشنبه ۱۷ فروردین سال۵،

دیروز داغ بود ماجرای آنالیز و تحلیل سیاسی و نظامی عملیات موفق ترامپ طرف اصفهان با نابودی ۱۲ هواگرد و این حرف‌ها که می‌زنند. (زمان دیگری اگر می‌خانید، حالا تاریخش را که می‌دانید. لابد آرشیوی برای مرور این روزهای عجیب باقی بماند.) از چند تحلیل‌گر جوان شنیدم که بله، ترامپ و سنتکام می‌گویند عملیات موفق، اما حال برنده را ندارند. و احتمال می‌دادند لایه‌های شکست این ماجرا عمیق‌تر از همین حرکت هالیوودی باشد که تعریف کرده‌اند به اسم نجات خلبان پرنده‌ی ساقط شده در روز قبل‌ترش. این‌ها که را ننوشتم محض تحلیل اخبار جنگ. لازمش نداریم. لفظ عملیات موفق برایم زنگ می‌زند. حتی رئیس مجلس هم در توئیتر مسخره‌شان کرد که دو سه عملیات موفق دیگر بزنید آمریکا را نابود می‌کنید.

یاد تاریخ بیهقی میفتم. جایی از تاریخ، سلطان مسعود غزنوی، سواران جمع می‌کند و میفتد دنبال نابه‌کارانی در گرگان و طبرستان و آن طرف‌ها. می‌روند و همه‌جای ماجرا یک گام عقب‌تر هستند از طرفشان و در نهایت می‌رسند به آخرین اردوگاه دشمن (لابد فرضی) که دیگ‌های بنشن پخته‌شان را جاگذاشته‌اند و رفته‌اند. دیگ‌ها هنوز داغ. این‌جای ماجرا، سلطان امر می‌کنند تا دیوانیان، فتح‌نامه بنویسند و بفرستند به اقصا نقاط مملکت. متن فتح‌نامه را می‌خاندم. یک بار، دو بار، ده بار. شرح ماجرا کرده از مراحل تعقیب و درگیری‌ها و تلفات. آخر قصه انگشت به دهان می‌پرسم خب پس فتح کجاش بود؟
(کشیدن سوی گرگان و ساری (۳۵۸) کشیدن سوی آمل و به دست آوردن گریختگان(۳۶۴) در تاریخ بیهقی نشر مرکز)

خلاصه تاریخ بیهقی خاندن -سوا از اندوه تاریخ- نمایشنامه و رمانی شیرین است. زبانش نغز، جمله‌سازی‌ها قند، هارمونی قصه‌گوییش هم شکر.

.

روزها خُرد خرد می‌نویسم این‌جا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *