آخر سالِ ۴

دیشب نشد نوشتن. تمام روز به خانه‌تکانی گذشت و قفسی بودم. حالا دارم محتویات لپ‌تاپ و گوشی را خانه تکانی می‌کنم. سبک شوند، نو شوند. تکلیف خاندنی دیدنی‌های پیش رو معلوم شوند. حالا هم فایل روزنامه خاطرات سال ۵ را مهیا کرده‌ام. چندتایی هم فایل کتاب و فهرست فیلم. وقت فیلم دیدن از تاریخ و جغرافیا جدا می‌شوم. باید صفحه‌ی واژه‌دان را هم این کنار باز کنم تا منظم ببینم. مثلن می‌خاستم به جای «جدا» بنویسم «سوا». اما شاید انتخاب‌های دیگری هم برای این کلمه باشد.

دیشب هم از میان فایل‌های توی گوشی، چندتایی قُلُپ سوا کردم. حالا که اینترنتی نیست که بروم توی شبکه‌ی ایکس تا توئیت چهچهه بزنم و قلپ‌ها را هوا کنم. حالا اول همین‌جا منتشر کنم تا از این لُختی در بیاییم.

.

سال نو هم تحویل شد و رفتیم مرحله‌ی بعد. از میان برنامه‌های امروز به کتاب خاندن و فهرستن رسیدم. چندتایی هم ویدئوی آموزشی برای عکاسی دیدم. چیزهایی نوشتم و به ایده‌ی جدیدی رسیدم. در هر آموزشی، نکاتی هست که می‌دانم اما هنگام اقدام، غفلت می‌کنم. خوب می‌شود اگر برای هرکاری یک بیانیه داشته‌باشم تا پیش از شروع مرور کنم. شاید کمک کند وقت اجرا بیشتر توجه کنم و کمتر از دستم برود. بعد از تکرار و تمرین هم ملکه شود در ذهنم.

.

در سایت git.ir سرگرمم هنوز که نزدیک نیمه‌شب است. با ایده‌های نیمه‌شبی که حالا منابع درآمدی را چه کنم و زمان را چگونه مدیریت کنم و از فردا که شنبه است و سال نو است و اول برج است و اول ماه است و همه‌چی، گونه‌ی شایسته‌ای نو شوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *