شنبه ۷ شهرِ یِوَر

خب. امروز چه کارها کردم و نکردم؟

۱. پیش‌نویس ساختم برای وبگاه تئاتراه و چالش دیالوگ‌نویسی. از الهه علیزاده، طراح و پشتیبان زحمتکشم سؤال کردم و منتظر پاسخم تا برود برای انتشار.

۲. بالاخره روی اینستاگرام استوری گذاشتم. به بهانه‌ی همین چالش دیالوگ‌نویسی. هر بار کلی نقشه جمع می‌کنم. در اجرا، لنگ در گل.

۳. حرص‌درآر بود دیدن چرت و پرت‌های یکی که قبلن در کانال مدرسه بلاک شده و قبل‌تر هم برای خودم و دیگرانی مزاحمت کرده و چقدر تهمت حواله‌ی استاد کلانتری، آخرش آمده می‌گوید من همراه قدیمی هستم و می‌خاستم… لااله‌الا‌الله. هرچی بگویم به رستگاری نزدیک نیست.

۴. دیروز که در زمان انتظار اثرگذاری ماسک‌های صورت، دن کیشوت برداشتم، فصل دهم را می‌خاندم. بعد تردید کردم که قبلن به ۱۶ و ۱۷ رسیده‌بودم‌ها. حالا فهرستش را نگاه کردم. حالا باید از همان ۱۷ دوباره شروع کنم.

۵. روژان زودتر آمد و گپ به آنجا رسید که پر از فکر و خیال آمدم خانه.

۶. هول هولکی سوپ تنبل لازانیا درست کردم و نشستم پای جلسه‌ی پشتیبانی. گرهی از کارمان باز شد که می‌شود خبر خوش برای علاقه‌مندان.

۷. در همراهی با کلاس نجمه لنگ بودم. تنم خسته و خابالو، سرم شلوغ و پر هوا. ادامه نمی‌دهم با این کلاس. نه چون خوب نبود. عالی بود. من اما در سطح سواد معلم نبودم. دیرتر اگر بیایم -و چیزهایی در این فاصله یاد بگیرم- کلاس مفیدتری می‌شود برایم. حالا استفاده‌ی معنی‌داری ازش ندارم.

۸. قرص خوردن و آش پختن و شام و باز خیال. خاب و بیدار زنگ زدم برای هماهنگی تمرینی تا بعد بروم بخابم تا صُپ فردا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *