حل مسئله‌ی از شنبه‌

امروز شنبه ۲۴ مرداد سال ۵. قرار بود از امروز کار نویی را روی سایت تئاتراه راه بیندازم. پیش‌نیازهایی داشت. دست خالی ماندم و باز می‌گویم از هفته‌ی بعدی. عقب می‌مانم از همه‌ی عالم انگار. خب. همین است دیگر. هزار بار سبک و سنگین می‌کنم همان بازی هزینه-فایده را. می‌گویم این هفته فلان کار را ببندم تا بعد آزادانه بروم سراغ بعدی. هر بار همین وضعیت که نه آن کار را به سرانجام می‌رسانم نه بعدی‌ها.
دیشب با سید گپ و بحث که آدمی دارد مطابق ارزش‌هاش زندگی می‌کند. اگر ارزش‌های اعلامی‌ش فرق دارد با ارزش‌های اجرایی، یک جای کار می‌لنگد دیگر. باید با خودم رو راست شوم که کدام ارزش هولم می‌دهد تا به جای اولویت ادعایی، به این یکی کاره بپردازم؟ همیشه که ماجرا تنبلی نیست. برای من یکی که اصلن نیست. از فلان کار مهم طفره می‌روم و هزار دلیل دارد، راست و دروغ. در عوضش هزارتا کار دیگر می‌کنم.
گاهی آن کار اولویت -بعد از این می‌گوییم کار اول- برایم مبهم است پس اقدام نمی‌کنم. راه حل؟ فیل را لقمه لقمه بخور. یک گام روشن کن و به نیت انجام فقط همان یکی، همان یک قدم، حرکت کن. اگر قدم بعدی خودش روشن شد هم ادامه می‌دهی دیگر.
گاهی ترس دارم از کامل نبودن و بلد نبودن و خوب نبودن. راه حل؟ با انجام ندادنش بهتر نمی‌شوی. اقدام کن. حتی اگر زشت و کوچک و آبروبر. تو که به خودت اعتماد داری یادگیرنده‌ای.

حالا بروم خودم را ببافم به کاغذ و نقشه بکشم تا ببینم کدام کارها را هزینه کنم به نفع کدام فایده‌ها.

کاش بشود تا شب باز هم بیایم اینجا و بنویسم، بیش‌تر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *