توجه کردهاید به شعار وبگاه شاهین کلانتری؟
«نوشتن برای تغییر، تغییر برای نوشتن»
تغییر، تحول، دگرگونی، انقلاب و منقلب و چه واژهها به این فهم و معنی.
شمبه هم مثل بسیاری مناسبتها، پرمان میکند از شوق تغییر و شروع نو شدن و آدم بهتری شدن. اگر هر روز کمی بهتر شویم، حتی یک درصد، سه چهار ماه دیگر، با امروزمان کلی فرق داریم. روی یوتوب زیاد میبینم از نیو یر نیو می تا ریاینونت مای پرسونالیتی و از این صوبتا.
یک ماهی شده که سر و کله زدم با «طراحی سبک زندگی آرتیست»، آموزش و آزمون و تجربه. شاید دیگرانی هم بخاهند یاد بگیرند و تجربهاش کنند؟!
صبحی آمدم و دیدم آدمهایی تنگ هم ماندهاند از اضطرابِ دلتنگیِ بعد از فرنگ رفتن یکیشان. انگار زود است که برود. میخاسته برود. آن یکی هم نمیخاسته بهش بگوید نرو. که اگر نرود و بماند، چیزی بر گردنش نباشد. عشق که این نیمبندبازیها را بر نمیدارد. هیچ جور بازی را برنمیتابد. تازگی تئاتر خطرنج را دیدهام اقتباس از رمان تصرف عدوانی. همان بدحالیهای گیر افتادن در رابطهی نیمبند با یک خودشیفتهی سمی. هرجا کسی از مسئولیتپذیری و صداقت و شفافیت کم بگذارد باید جمع کنی بروی، اگر از رابطه، عشق میخاهی.
برای بعضیها شور و هیجان عشق مهم است. به خاطر هیجان و به نام عشق ازدواج میکنند به خاطر هیجان و با سؤاستفاده از نام عشق خیانت میکنند به خاطرش طلاق میگیرند، طلاق میدهند، طلاق نمیدهند، هزار بازی که این شور و هیجان را تغذیه کند در تشنگیهای روانشان.
برای من؟ رشد مهم است. اینکه کسی به شوقی یا مهری، اسپانسر رشد و پیشرفتم باشد حتمن قدردانی مرا خاهد داشت. خاستهی بیشتر، مستلزم تعهد است. نمیخاهم مثل دختر درخشندهی تصرف عدوانی، عمر و جان و جوانیم را گروگان بگذارم پای میل گذرندهی یک آدم تمام شده. اگر چیزی نداشته باشیم -یا نخاهیم- تا به زندگی هم اضافه کنیم، تمام است دیگر. دست و پا زدن باطل چرا.
…
بشود تا شب باز هم میآیم بنویسم.