می‌خراشد گلوم

وقتی آنقدر عصبانی شده‌ای که دست‌هات می‌لرزند، سلول‌هایی در مغزت دارند می‌میرند که جایگزین نمی‌شوند، دست کم به این زودی و سادگی‌ها. یادم هست پیرزن خرفتی توهین و تحقیر بارم می‌کرد و همین لرزیدنم را هم دستمایه کرده بود برای تحقیر. پیرزن پارکینسون گرفت. لحظه‌ای نبود که نلرزد. برود به جهنم. این‌جا توی مکتب، وقتی […]