حسنِ اختتامیه
جمعه هم وفادار ماندم به سالواژهام «مشقبازی»۱. بیدار شدم و از لباسهای تنم هشیار شدم به احوال خانه. پاورچین مناسک صبحگاهی را به جا آوردم، بی ورزش و جنبش.۲. صبحانه درست کردم. کردیم گمانم. مهمان همینجوری خوب است دیگر. بعد شاید از خوبیهاش نوشتم. ۳. قرار کرده بودیم برویم خارج از تهران. به تب و […]