خشم اَژدهای بدِ بدجنس
لب به لب، پر شدهام از خشم و رنجش. آدمها تظاهر میکنند که پروایشان نیست و بیخیال عالم لگد بزنند به هر ارزش و حرمتی. که چی؟ که مسئولیت برندارند. گفتم اینجا چه شد از پروژهی پینتر بیرون افتادم؟ حالا بعد از یک ماه برگشتهاند سر خانهی اول، که خب حالا تو برگرد. برگردم سر […]