بازخانی مَموش
دیروز نوشتنم لنگ ماند. مست و ملنگتر از همیشه بودم دیروز. به هوای چک ناغافلی که خورده بودم از اویی که هی میگفت دورم میگردد. پیش میآید دیگر. میگذرند این روزهای پر تنش و پر فشار هم. بعد آدم میماند با کارنامهی اعمال خودش. که آیا درست بود این رفتارم؟ این انتخابم؟ آدمی محصول انتخابهاش […]